مدیریت اسلامی

IslamicManagement

مبانی فراتئوریک مدیریت اسلامی

(خلاصه مباحث جلسات هشتم و نهم)

مبانی فراتئوریک مدیریت اسلامی

ابعاد فراتئوریک در هر علم و نظریه، وظیفه تعیین مبادی تصوری و تصدیقی آن را برعهده دارند. نفوذ به لایه های زیرین و زیربنایی و محوری هر نظریه، درک مفاهیم اساسی آن، درک نحوه تکوین و شکل گیری و موارد مهم دیگر، تنها در پرتو شناخت ابعاد فراتئوریک نظریات ممکن است.

مهمترین ابعاد فرا تئوریک شامل:

·        معرفت شناسی

·        هستی شناسی

·        انسان شناسی

·        وظیفه شناسی

 

1- معرفت شناسی

معرفت شناسی (Epistemology): علمی که درباره شناختهای انسان و ارزشیابی انواع و تعیین ملاک صحت و خطای آن بحث می کند[1]. معرفت شناسی در میان ابعاد فراتئوریک، حالت محوری دارد.

 

1-1- امکان شناخت:

در ابتدا بايد اين نكته را متذكر شد كه در تمامي اين مباحث مقصود از شناخت دستيابي به يقين است و ظن و شك و ترديد شناخت محسوب نمي‌شود. در مورد امكان شناخت دو نظریه كلي وجود دارد:

الف) شک‌گرایان: شك‌گرايان امکان هر نوع شناختی را به دلیل خطاها و محدودیتهای موجود در حواس ناممکن می‌شمارند.

ب) سایرین: ساير انديشمندان امکان شناخت را ولو به صورت محدود برای بشر ممکن ‌دانند[2].

 

1-2- منابع شناخت:

 شهيد مطهري چهار منبع براي شناخت معرفي مي‌كنند كه رويكردهاي معرفت‌شناسانه هريك بر يك يا چند منبع آن تأكيد مي‌ورزند. این منابع شامل:

الف) طبیعت: مقصود جهان جسمانی، جهان زمان، مکان و حرکت و جهانی که با حواس خود در ارتباط هستیم. صاحب نظران مدیریت غربی معمولاً تنها این منبع را برای شناخت  معتبر  می‌شمارند. از نظر آنان هر آنچه محسوس نباشد، قابل شناخت نیست. ادراک حسی از نظر آنان یعنی ادراکی که در اثر تماس اندامهای حسی با پدیده های مادی محسوس حاصل می شود.

ب) عقل: یعنی قوه‌ای که متصدی تجزیه، تحلیل، تجرید ، تعمیم و استدلال و انتزاع است .

ج) قلب و دل:

د) تاریخ: تاريخ به عنوان متصدي بيان تحولات جانعه منبع چهارم براي شناخت محسوب مي‌شود.

          در نظريات مديريت غربي كه بر تجربه‌گرايي بنا شده تنها منبع شناخت، طبيعت است. از نظر آنان ادراك حقيقي به ادراك حسي منحصر مي‌گردد.

 

1-3- ابزار شناخت:

ابزارهاي شناخت شامل:

1- حواس: ابزاری برای شناخت از منبع طبیعت است. این شناخت در قالب روش استقرایی صورت می پذیرد.

2- استدلال منطقی (قیاس و برهان): اگر عقل را منبعي براي شناخت بدانيم در آن صورت قياس و برهان ابزار بهره‌برداري از اين منبع خواهد بود.

تزکیه نفس: بهره گیری از منبع قلب و دل که با تزکیه نفس صورت می پذیرد[3]. پاره‌اي از انديشمندان و فيلسوفان غربي همانند: پاسكال، ويليام جيمز و ...  قلب را تنها مبع شناخت مي‌دانند[4].   

 

 

2- هستي‌شناسي (Ontology)

در هستي‌شناسي، حقيقت هستي و انواع و جلوه‌هاي آن و روابط كلي موجودات با يكديگر مورد بحث و كاوش قرار مي‌گيرد. هستي‌شناسي بشدت متأثر از معرفت‌شناسي است. در مديريت غربي با معرفت‌شناسی مبتني بر حس‌گرايي و تجربه‌گرايي، هستي منحصر به جهان ماده بوده و لذا مبداء و معاد و تمامي مجردات مورد انکار قرار می گیرد. در نتیجه منحصر دانستن حيات انسان به زندگي محدود دنيايي، درصدد بهره‌گيري هرچه تمام‌تر از اين دوره كوتاه عمر هستند. مكتب اصالت منفعت و سودجويي را بايد از ثمرات چنين نگاهي به هستي دانست.

 

3- انسان‌شناسي

انسان‌شناسي درصدد بيان ديدگاه‌ مكاتب مختلف به انسان است. تعريفي كه هر مكتب فكري از انسان ارائه مي‌دهد بر تمامي ابعاد و جوانب آن مكتب پرتو خواهد افكند. انسان‌شناسي در غرب مراحل گوناگوني را پشت سر گذاشته كه در هر مرحله فقط گونه‌اي از ابعاد وجودي انسان مورد تأكيد قرار داشته است. تحولات پس از رنسانس، مقوله انسان‌شناسي را وارد مرحله تازه‌اي كرد؛ به ويژه تجربه‌گرايي موجب شد تا فقط ابعاد محسوس و مادي انسان، مورد توجه قرار گيرد. با توجه به گستردگي مباحث انسان‌شناسي و از آنجا كه اكثر نظريات مديريتي در قرن بيستم شكل گرفت، نگاهي كوتاه به رويكرد انسان‌شناسي در اين دوره مي‌تواند راهگشا باشد.

رويكردهاي فلسفي حس‌گرايي (امپريسيسم)[5] و تجربه‌گرايي (پوزيتويسم)[6] مطرح در اكثر دهه‌هاي اين قرن، خود موجب شد تا به تبع رويكرد معرفت‌شناسي مبتني بر حواس و تجربه و پوچ و بي‌معنا دانستن هر شناختي كه بر محسوسات بنا نشده، شناخت از انسان نيز صرفاً بر پايه مشهودات و محسوسات شكل گيرد. مطابق اين رويكردها، انسان موجودي تك ساحتي و صرفاً مادي و جسماني است. انسان ايده‌آلي كه مكاتب غربي پس از رنسانس مطرح نمودند، متأثر از نه عامل زير قرار گرفت:

1.    توجه انحصاري به علوم تجربي: قدرت بي‌نظير و انحصاري كه علوم تجربي در تبيين وضع موجود و پيش‌بيني و كنترل آينده در اختيار بشر قرار داد، او را بر برنامه‌ريزي،‌ طراحي و در نتيجه تغيير آينده توانمند ساخت. همين امر باعث شد كه علوم تجربي ارزش و منزلت فراواني پيدا نمايد.

2.       توجه انسان به علوم عملي، فنآوري و صنعت.

3.       تصميم جدي انسان بر تغيير جهان و تلاش در جهت بهبود سطح زندگي.

4.       توجه انسان به رفتار سرمايه‌داري و اقتصاد بازار آزاد و طرح پديده‌اي با عنوان انسان اقتصادي.

انسان اقتصادي مورد نظر اين نظريات داراي ويژگيهاي زير است:

·    حاكميت قوانين طبيعي بر رفتارهاي انسان اقتصادي: تحولات پس از رنسانس موجب شد تا حاكميت بلامنازع قوانين طبيعي بر رفتار انسان مطرح شود. همانگونه كه قوانين طبيعي از يكنواختي پديدارهاي عالم سخن مي‌گفت[7] و در عرصه‌هاي مختلف علوم تجربي بشر را بر تبيين و تفسير و پيش‌بيني و كنترل پديده‌ها توانمند مي‌ساخت؛ همين تفكرات در مورد انسان نيز وجود داشت. فرض بر اين بود كه جامعه انساني مانند همه پديده‌هاي فيزيكي، ماشيني عظيم است كه با مجموعه‌اي از قوانين طبيعي اداره مي‌شود و اين قوانين براي تنظيم روابط اجتماعي راهگشا است[8]. مدافعان روش تجربي معتقدند كه ميان شناخت انسان با شناخت طبيعت و موجودات آن تفاوت اصولي وجود ندارد. بر انسان، پديده‌ها و رفتارهاي انساني –همانند طبيعت- قوانين ثابت حكمفرما است و فرديت، اختيار و آزادي انسانها به گونه‌اي نيست كه مانع دستيابي به چنين نظم و قانونهايي شود. بر اين اساس، عالِم انسان‌شناس مي‌تواند با تحقيقات تجربي نظاره‌گر اين قوانين باشد و با تبيين آنها و شناخت علل حوادث و پديده‌هاي انساني، توانايي و امكان پيش‌بيني و تصرف در رفتار و مقولات انساني را پيدا نمايد. اين نگاه مكانيكي به انسان را به كاملترين صورت مي‌توان در نظريات كلاسيك مديريت يافت كه انسان همانند ساير نهاده‌هاي توليد، ابزاري در اختيار مديريت قرار دارد. واضح است كه چنين انساني فاقد رفتارهاي ارادي تصور مي‌شود.

·    تبعيت رفتار انسان اقتصادي از منافع شخصي: كمال انسان اقتصادي در رسيدن به حداكثر لذت و نفع شخصي است. تمايلات منفعت‌طلبانه انسان كه از تولد تا مرگ همراه او است،‌ حتي رفتارهاي نوع‌دوستانه انسان را از خود متأثر مي‌سازد. براي اين انسان، فقط چيزهايي مهم است كه بالاترين لذت را به او مي‌بخشد.

·    تطبيق منافع جمعي بر منافع شخصي: در نظريه انسان اقتصادي، فرد براي تأمين منافع شخصي خود مي‌كوشد؛ اما قوانين طبيعت و دست نامرئي آن باعث مي‌شود كه منافع شخصي افراد مختلف، هيچگونه تضادي با يكديگر نداشته باشند و در يك حركت هماهنگ و نظم خودجوش، اجتماع را به سمت رفاه و سعادت پيش ببرند. هدف فرد، بيشينه كردن سود است، هدف سازمان نيز چيزي جز اين نيست؛ لذا اين دو مي‌توانند به بهترين وجه با يكديگر تعامل نمايند. سازمان مي‌تواند فرد را با انگيزه‌هاي اقتصادي برانگيزاند و او را در خدمت اهداف خود در آورد و همين انگيزه‌هاي اقتصادي هستند كه رفتار فرد را جهت خواهند بخشيد. اين انديشه‌اي بود كه از زمان آدام اسميت مطرح شد و در دهه‌هاي اول قرن بيستم رواج و محبوبيت فراواني يافت. نظريات نئوكلاسيكها تا حدي توانست نقص اين ديدگاه را برملا سازد.

·    حاكميت خردورزي در تعقيب منافع: در ديدگاه انسان اقتصادي، عقل بشر بدون آنكه بتواند در بررسي اهداف نقش ايفا كند، به مهندسي ابزارها و روشها براي رسيدن به حداكثر لذت مي‌پردازد. عقل به مفهوم تجربي آن، توان بيشينه كردن منافع خود را دارد و براي راهبري انسان كفايت مي‌كند.

·    برقراري رابطه ميان انسان و اقتصاد: تنها اصل اخلاقي حاكم بر انسان اقتصادي، لذت‌طلبي است كه در كنار اومانيسم و فردگرايي حاكم بر اين نظريات، اخلاق را از يكسو امري نسبي و از سوي ديگر ذهني و فاقد واقعيت خارجي تبديل مي‌نمايد. نتيجه اين موضوع براي مديريت آنكه در سازمان، تنها ارزشهاي اجتماعي و سازماني حاكم است و هرگونه تلاش در جهت طرح ارزشهاي متعالي، مردود شمرده مي‌شود. 

5.    سكولار كردن هر چه بيشتر زندگي: تجربه ناخوشايند دوران حاكميت كليسا موجب شد تا انسان غربي بكوشد تا آنجا كه مي‌تواند دين را به حاشيه براند و يا حتي آن را براي هميشه معدوم سازد. دين در جوامع پس از رنسانس، حداكثر در تنظيم ارتباط انسان با خود و خداي خود نقش داشته و به هيچ وجه اجازه دخالت در سطح جوامع بشري را ندارد. ظهور مكتب دئيسم (خداشناسي طبيعي) و مذهب پروتستانيسم از دستاوردهاي چنين نگرشي است.

6.    رواج تفكر اومانيسم (انسان‌مداري): انسان غربي به اين باور رسيد كه همه چيز بايد در خدمت او باشد، چرا كه هيچ امر ديگري ارزش، اهميت و يا شرافت وجودي بيشتري از انسان ندارد. اگر تا پيش از آن انسان خود را قرباني كليسا و پادشاه مي‌كرد،‌ انسان مدرن همه چيز را براي خود و در خدمت خود مي‌خواست. يعني در يك كلام هر نوع سامان‌دهي نظري و عملي بايد به سود انسان صورت مي‌پذيرفت و رضايت او را جلب مي‌نمود.

7.    گسترش فردگرايي: فردگرايي حالت خاصي از اومانيسم و به اين معني است كه همه چيز بايد در خدمت فردِ انسان باشد. واحد صاحب حق، جامعه انساني نيست؛ ‌بلكه فردِ انسان است و اگر حقي براي جامعه ايجاد مي‌شود،‌ به اعتبار فرد است. لذا نتيجه آن مي‌شود كه فرد در درون مرزهاي فردي مي‌تواند هر عقيده‌، كيش و رفتاري را داشته باشد  و اين چيزي نيست جز همان نسبيت اخلاق.

8.    خردورزي محض: خردورزي در ديدگاه تجربي به اين معني است كه انسان مواد خامي كه منحصراً از طريق مشاهده‌، تجربه و يا آزمايش بدست مي‌آورد،‌ توسط قواعد منطقي،‌ نظام‌دهي و تدوين نمايد. اين به معني كفايت عقل و بي‌نيازي بشر از سنت است.

9.       اعتقاد عملي انسان به دموكراسي در حيطه حكومت و سياست

.



[1] - محمدتقي مصباح يزدي، آموزش فلسفه، ج1، تهران: (مركز چاپ و نشر سازمان تبليغات اسلامي، چاپ هفتم، 1374)، ص 153.

[2] - همان، صص 25 تا 40.

[3] - فرنان لوسين مولر، تاريخ روانشناسي، ترجمه عليمحمد كاردان، ج2، (تهران: مركز نشر دانشگاهي، چاپ اول، 178) ص 252.

[4] - همان، صص 65 تا 67.

[5] - -  Empiricism

[6] - positivism

[7] - جان هاسپرس،‌ درآمدي به تحليل فلسفي،‌ جلد اول، ترجمه سهراب علوي‌نيا (تهران: مركز ترجمه و نشر كتاب‌، 1373)، صفحات 236-223

[8] - سيدرضا حسيني، نقدي بر ديدگاه سرمايه‌داري درباره انسان اقتصادي،‌ كتاب نقد،‌ سال سوم،‌شماره 11 صفحات 251-210.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 0:0  توسط نجف زاده  | 

مفاهیم اولیه مدیریت

جهت آشنایی بیشتر با مفاهیم اولیه مدیریت متن پیوست را مطالعه فرمایید

http://s5.picofile.com/file/8144698076/chapter1.DOC.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 0:6  توسط نجف زاده  | 

معرفی کتاب «مدیریت اسلامی »

کتاب «مدیریت اسلامی» نوشته آقای دکتر مهدی طیب از آدرسهای زیر قابل دانلود می باشد

http://ahlevela.com/index.php?option=com_content&view=article&id=27&Itemid=111

http://s3.picofile.com/file/7550885806/Modiriyaat_Eslami.pdf.html

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 11:5  توسط نجف زاده  | 

معرفی کتاب «پیامبران دولت مرد»

جهت استفاده دانشجویان عزیز کتاب «پیامبران دولت مرد» معرفی می گردد. این کتاب از آدرس زیر قابل دانلود می باشد.

http://s3.picofile.com/file/7550882682/Payambaran.pdf.html

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم آبان 1391ساعت 10:55  توسط نجف زاده  | 

مقالات مدیریت اسلامی 2

مقالات مدیریت اسلامی

مقاله مديريت در اسلام و مصاديق آن

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 23:30  توسط نجف زاده  | 

جزوه درس مدیریت اسلامی

جزوه درس مدیریت اسلامی

دانشجویان عزیز می توانند جزوه درس را از آدرس زیر دریافت نمایند:

http://s1.picofile.com/file/7517716127/777.pdf.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 23:12  توسط نجف زاده  | 

سرفصل دروس رشته كارشناسي مديريت بازرگاني

سرفصل دروس رشته كارشناسي مديريت بازرگاني

سرفصل دروس رشته كارشناسي مديريت بازرگاني كه به تصويب شوراي برنامه ريزي و گسترش آموزش عالي رسيده است در آدرس زير قابل رويت است:

http://s3.picofile.com/file/7517742147/1_48_B_7.pdf.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 23:10  توسط نجف زاده  | 

سرفصل دروس رشته كارشناسي مديريت صنعتي

سرفصل دروس رشته كارشناسي مديريت صنعتي

سرفصل دروس رشته كارشناسي مديريت صنعتي كه به تصويب شوراي برنامه ريزي و گسترش آموزش عالي رسيده است در آدرس زير قابل رويت است:

http://s3.picofile.com/file/7517735913/1_46_B_5.pdf.html

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مهر 1391ساعت 23:6  توسط نجف زاده  | 

چيستي مديريت اسلامي

 

باسمه تعالي

 

خلاصه مباحث جلسه سوم

چيستي مديريت اسلامي

 

عبارت «مديريت اسلامي» تركيبي اضافي از دو كلمه «مديريت» و «اسلامي» است. اما سؤال اين است كه آيا از اين تركيب، معناي مشخصي استنباط مي‌شود يا فاقد معنا است؟ همچنين در صورت مثبت بودن پاسخ آيا اين عبارت داراي يك حقيقت عيني است يا ذهني؟ به عبارتي آيا مديريت اسلامي قابليت تحقق خارجي دارد يا تنها در حوزه نظر و ادعا مطرح است؟ پاسخ آنكه در مورد معناداري اين عبارت شايد ترديدي نباشد اما اظهارنظرهاي فراواني در مورد وجود عيني يا ذهني و نحوه تحقق آن مطرح شده است. مي‌توان ديدگاه‌هاي مطرح شده در اين زمينه را بر يك پيوستار تصوير نمود كه چهار ديدگاه شاخص در اين پيوستار قابل طرح خواهد بود:

 

·        ديدگاه اول: مديريت اسلامي فاقد وجود خارجي و حقيقت عيني است.

اين دسته معتقدند كه مديريت يك علم است و مانند هر علم ديگر، اسلامي و غير اسلامي ندارد و اين عبارت را ساخته و پرداخته ذهن عالمان متعصب ديني براي بسط حاكميت خود به تمامي شؤون زندگي اجتماعي مي‌دانند. اين افراد در گام نخست مديريت اسلامي را معادل «مديريت فقهي» در نظر گرفته و در گام بعدي آن را به «مديريت فقيهان» بر اركان جامعه تعبير مي‌كنند و با تشبيه اين نوع مديريت به مديريت حاكمان كليسا در قرون وسطي، ماهيتي كاملاً سياسي - و نه علمي- براي آن قائل هستند. در ميان نظريه‌پردازان اين ديدگاه، گروهي يافت مي‌شوند كه شايد در ظاهر، منكر وجود مديريت اسلامي نباشند و حتي در ظاهر به حمايت از آن هم بپردازند اما در عين حال مديريتي را اسلامي مي‌دانند كه صرفاً در جهت توسعه اقتصادي كشورهاي اسلامي باشد. بر اين اساس مي‌توان مديريتي مشابه مديريت ژاپني كه توسعه و پيشرفت را به دنبال دارد را نيز مصداق مديريت اسلامي دانست. نتيجه اين ديدگاه تهي ساختن مديريت اسلامي از ارزشهاي ديني و نزديك سازي آن به مديريت غربي است.

 

·        ديدگاه دوم: اسلام براي كليه جزئيات زندگي و از جمله مديريت، دستورهاي كاملاً مشخص دارد.

اين ديدگاه كه در واقع نقطه مقابل ديدگاه اول را تشكيل مي‌دهد معتقد است كه اسلام بدون نياز به علم براي حل كليه تعارضات اجتماعي بشر، نسخه و دستور مشخص دارد. به عنوان نمونه مي‌توان با استفاده از آيات قرآن و يا روايات، نحوه مقابله با تورم را يافت.

 

·        ديدگاه سوم: مديريت اسلامي همان مديريت مديران مسلمان است.

گروهي ديگر معتقدند كه مديريت اسلامي، بررسي توصيفي نحوه مديريت مديران مسلمان در طول تاريخ است. يعني همانگونه كه فلسفه اسلامي به معناي فلسفه فيلسوفان مسلمان است؛ مديريت اسلامي هم معناي مشابهي دارد. بر اين اساس بايد رفتار حاكمان مسلمان در طول تاريخ مورد توجه و بررسي قرار گيرد. به عنوان نمونه، مطالعه شيوه مديريتي پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) مي‌تواند سودمند واقع شود.

·        ديدگاه چهارم: تأثيرگذاري اسلام بر مديريت از طريق نظام ارزشي.

اين رويكرد كه در ميانه پيوستار قرار مي‌گيرد، اثرگذاري اسلام بر نظريه‌ها (و از جمله روشهاي عملي مديريت) را از طريق تأثيرات ناشي از ارزشهاي اسلامي مي‌داند. به عبارت ديگر نظام ارزشي اسلام بر مدير مسلمان تأثير گذارده و انتخاب روشهاي عملي مديريتي را از سوي او متأثر مي‌سازد. لذا در عمل شاهد خواهيم بود كه در يك موقعيت مشابه، در بسياري موارد مدير پايبند به اسلام به شيوه متفاوت از مدير غير پايبند عمل خواهد كرد. اين تفاوت را بايد در «چرايي»، «هدف» و «معيار» جستجو نمود.

            در ادامه خواهيم ديد كه ديدگاه‌هاي اول و دوم را بايد ناشي از عدم شناخت صحيح از اسلام و گرفتار نوعي افراط و تفريط دانست. رويكرد سوم نيز هرچند تا حدود زيادي سودمند است اما ديدگاه چهارم صحيح‌تر از ساير ديدگاه‌ها به نظر مي‌رسد. در واقع اسلام داراي يك نظام ارزشي پويا و منظم است كه مي‌تواند در پاسخ به سؤالات بشر با توجه به مقتضيات زمان و ارزشهاي خاص خود احكام مشخص و معيني در مقوله‌هاي اجتماعي و از جمله مديريت صادر كند. در مباحث بعدي ابعاد اين نظام ارزشي را بيشتر بررسي خواهيم نمود.

این مبحث خلاصه ای از کتاب پیش نیازهای آموزش مدیریت اسلامی استاد مصباح یزدی است. 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 16:0  توسط نجف زاده  | 

كتاب شناسي مديريت اسلامي (1)

كتاب شناسي مديريت اسلامي (1)

تعدادی از کتابهای مفید در زمینه مدیریت اسلامی در جد.ول زیر معرفی شده است.

  عنوان کتاب مولف ناشر
1 اخلاق در اداره مظاهری حسین بوستان کتاب
2 اخلاق مدیریت واثقی قاسم شرکت چاپ و نشر بین الملل
3 اخلاق مدیریت در اسلام محمدی ری شهری محمد دفتر تبلیغات اسلامی
4 ارباب امانت- اخلاق اداری در نهج البلاغه دلشاد تهرانی مصطفی انتشارات دریا
5 اصول مدیریت اسلامی و الگوهای آن نقی پورفر ولی الله مرکز آموزش مدیریت دولتی
6 اصول و مبانی مدیریت اسلامی قبادی اسماعیل انتشارات فقه
7 اعتدال محمد پرتوی از مدیریت نبوی انصاری  محمدعلی بیان هدایت نور
8 انگیزش در مدیریت اسلامی رضوی پور سیدغفار ایلاف
9 پیش نیازهای مدیریت اسلامی مصباح یزدی محمدتقی موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی
10 رفتار سازمانی با رویکرد اسلامی شفیعی  عباس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
11 سیاست و مدیریت از دیدگاه امام علی (ع) رهبر محمدتقی سازمان تبلیغات اسلامی
12 سیره مدیریتی امام علی عباس نژاد محسن بنیاد پژوهشهای قرآنی حوزه و دانشگاه
13 سیره نبوی دلشاد تهرانی مصطفی دریا
14 سیصد نکته در مدیریت اسلامی براساس تفسیر نور قرآئتی محسن مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
15 سیمای مدیر موفق در سوره یوسف موحدی نزاد محمد مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن
16 مبانی مدیریت اسلامی  نجاری  رضا دانشگاه پیام نور
17 مبانی مدیریت اسلامی و الگوهای آن انصاری  محمدعلی بیان هدایت نور
18 مدیریت اسلامی نبوی محمد حسن دفتر تبلیغات اسلامی
19 مدیریت اسلامی احمدی مسعود انتشارات پژوهشهای فرهنگی
20 مدیریت اسلامی ابراهیمی محمدحسین دفتر تبلیغات اسلامی
21 مدیریت اسلامی طیب  مهدی نشر سفینه
22 مدیریت اسلامی واثقی قاسم زمزم هدایت
23 مدیریت اسلامی و الگوهای آن فروزنده لطف الله دانشگاه پیام نور
24 مدیریت در اسلام شفیعی  عباس پژوهشگاه حوزه و دانشگاه
25 مدیریت در اسلام عسکریان مصطفی جهاد دانشگاهی
26 مدیریت علمی، مکتبی از دیدگاه اسلام اختری عباسعلی شرکت چاپ و نشر بین الملل
27 مدیریت و نظام اداری از دیدگاه امام علی علیه السلام سیدی سیدحسین آستان قدس رضوی
28 ملک سلیمان جلوه هایی از مدیریت در قرآن انصاری  محمدعلی بیان هدایت نور
29 نظام اداری مسلمانان در صدر اسلام کتانی عبدالحی  
30 نگرشی بر مبانی مدیریت اسلامی سرمدی محمدرضا پیام رسان
31 نگرشی بر مدیریت اسلامی تقوی دامغانی سیدرضا شرکت چاپ و نشر بین الملل

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم مهر 1391ساعت 7:21  توسط نجف زاده  | 

مطالب قدیمی‌تر